سایر مطالب مجله را اینجا بخوانید
نقش فن بیان در اعتماد به نفس و روابط اجتماعی
فن بیان و اعتماد به نفس

فن بیان چیست؟ همه ما در صحبت‌های روزمره بارها از واژه «فن بیان» استفاده می‌کنیم، اما شاید تعریف دقیقی از Read more

مقدمه؛ پرسشی که همه تجربه‌اش کردیم

تا حالا شده بعد از دیدن یه فیلم، ذهنت روزها درگیر یه صحنه یا یه دیالوگ بمونه؟ یا حتی تو خواب، شخصیت‌های اون فیلم رو ببینی؟ جالبه بدونی بدن و مغز ما خیلی وقت‌ها فرق چندانی بین تجربه واقعی و تصویر روی پرده قائل نمی‌شن. همین‌جاست که روانشناسی سینما وارد می‌شه؛ علمی که بررسی می‌کنه چرا یه فیلم می‌تونه خنده‌مون بگیره، اشک‌مون رو دربیاره، یا حتی مسیر فکر و تصمیم‌مون رو تغییر بده.

 


 

قدرت تصویر و ناخودآگاه؛ وقتی مغز فریب می‌خوره

زیگموند فروید معتقد بود هنر (از جمله سینما) یه راه برای بیان خواسته‌ها و ترس‌های سرکوب‌شده ماست. خیلی وقت‌ها فیلم‌ها مثل یه آینه‌ان؛ چیزهایی رو نشونمون می‌دن که شاید حتی خودمون حاضر نباشیم به زبون بیاریم. ژاک لاکان هم با نظریه «مرحله آینه‌ای» گفت وقتی روی پرده شخصیت‌ها رو می‌بینیم، در واقع داریم بخشی از “خودمون” رو اونجا پیدا می‌کنیم. به زبون ساده‌تر، سینما آینه‌ایه که ناخودآگاه‌مون رو برمی‌گردونه به خودمون.

 

از طرف دیگه، تحقیقات روانشناسی شناختی نشون داده مغز ما تصاویر سینمایی رو تقریباً مثل تجربه واقعی پردازش می‌کنه. به همین دلیل وقت دیدن یه سکانس ترسناک، ضربان قلبمون تند می‌شه یا حتی کف دستمون عرق می‌کنه. یه پژوهش معروف (Smith, 2012) توضیح می‌ده که چرا بدن ما در برابر تصویر خیالی همون واکنشی رو نشون می‌ده که در برابر یه اتفاق واقعی نشون می‌ده. خلاصه اینکه سینما فقط سرگرمی نیست؛ یه جور بازی با ناخودآگاه و واکنش‌های فیزیکی ماست.

این نوشته را هم بخوانید  نقش فن بیان در اعتماد به نفس و روابط اجتماعی

 


 

همذات‌پنداری؛ وقتی زندگی شخصیت‌ها می‌شیم

یکی از رازهای ماندگاری فیلم‌ها همین «همذات‌پنداری»ه. کریستین متز (Metz, 1982) می‌گفت تماشاگر همیشه خودش رو در شخصیت‌ها جست‌وجو می‌کنه. یعنی اگه قهرمان شکست بخوره، ما هم غمگین می‌شیم؛ و وقتی پیروز بشه، انگار ما هم برنده شدیم.

همذات پنداری در فیلم زندگی زیباست

همذات پنداری در فیلم زندگی زیباست

تحقیقات نوروساینس (Hasson et al., 2004) نشون دادن که حتی مغز تماشاگرها توی سالن سینما با هم هماهنگ می‌شه؛ همه توی یه نقطه می‌خندن یا با یه صحنه بغض می‌کنن. انگار برای چند ساعت، ذهن ما با ذهن شخصیت‌ها و حتی با ذهن بقیه تماشاگرا یکی می‌شه. اینجاست که می‌فهمیم سینما فقط داستان تعریف نمی‌کنه؛ ما رو می‌بره وسط همون زندگی.

 


 

یادگیری مشاهده‌ای؛ وقتی فیلم به ما درس می‌ده

آلبرت بندورا، روانشناس معروف، یه نظریه داشت به اسم «یادگیری مشاهده‌ای». می‌گفت ما فقط با دیدن می‌تونیم یاد بگیریم، حتی بدون اینکه خودمون تجربه کنیم. حالا تصور کن سینما چه قدرتی داره؛ وقتی یه فیلم اجتماعی می‌بینیم، نسبت به مشکلات جامعه حساس‌تر می‌شیم. یا یه فیلم انگیزشی می‌تونه باعث بشه دوباره به هدفامون برگردیم.

یادگیری مشاهده ای در فیلم کشتن مرغ مقلد

یادگیری مشاهده ای در فیلم کشتن مرغ مقلد

فیلم‌های تاریخی مثل کشتن مرغ مقلد یا آثار نئورئالیسم ایتالیا نشون دادن که سینما می‌تونه نه‌فقط احساس، بلکه نگرش و حتی رفتار اجتماعی ما رو تغییر بده. پس اگه بعد از یه فیلم تصمیم گرفتی مسیر زندگیتو عوض کنی، بدون تنها نیستی!

 


 

کاتارسیس؛ تخلیه احساسات روی پرده

ارسطو قرن‌ها پیش درباره «کاتارسیس» یا همون تخلیه هیجانی حرف زده بود. می‌گفت تراژدی باعث می‌شه تماشاگر ترس و غم خودش رو تجربه و تخلیه کنه. امروز روانشناسا همین رو درباره سینما می‌گن. فیلم‌های ترسناک کمک می‌کنن با ترس‌های خودمون روبه‌رو بشیم، بدون اینکه خطری واقعی وجود داشته باشه. فیلم‌های درام هم اشک‌هامون رو درمیارن تا سبک بشیم.

به قول کارگردان معروف فرانسوا تروفو: «سینما جایگزینی است برای زندگی‌ای که نداریم.» این تجربه‌ی غیرمستقیم، هم آرام‌بخشه و هم گاهی جنبه‌ی درمانی داره.

 

این نوشته را هم بخوانید  نقش فن بیان در اعتماد به نفس و روابط اجتماعی

 

جمع‌بندی؛ سینما به مثابه آینه روان

سینما چیزی فراتر از سرگرمیه. ترکیبیه از هنر، تکنیک و روانشناسی که مستقیم می‌ره سراغ احساسات و ناخودآگاه ما. باعث می‌شه بخندیم، گریه کنیم، بترسیم و حتی دوباره به دنیا جور دیگه‌ای نگاه کنیم.

همون‌طور که لاکان می‌گفت: «تماشاگر در پرده‌ی سینما خودش را بازمی‌یابد.» شاید به همین خاطره که هیچ‌وقت از سینما سیر نمی‌شیم؛ چون هر بار که فیلمی می‌بینیم، یه تکه از روان خودمون رو دوباره کشف می‌کنیم.