«فسیل» در ظاهر یک کمدی-درام سرگرمکننده است، اما پشت این ظاهر شاد، مجموعهای از شوخیهای سطحی، حرکات اغراقآمیز و لحظات زننده پنهان شده که تجربهٔ تماشای فیلم را برای بسیاری از مخاطبان ناخوشایند میکند. نقطهٔ ضعف اصلی فیلم آنجاست که بهجای تکیه بر موقعیتسازی هوشمندانه یا طنز شخصیتمحور، بار اصلی خنده را بر دوش شوخیهای بدنی، رفتارهای مضحک و گاه مستهجن میگذارد؛ شوخیهایی که نه تنها کمکی به پیشبرد قصه نمیکنند، بلکه شأن روایت را پایین میآورند.
هرچند بهرام افشاری و هادی کاظمی توانایی خلق کمدی را دارند، اما کارگردانی بهگونهای است که آنها را به سمت ادا و اطوارهای کودکانه و لودگی میبرد؛ نوعی بازی که بیشتر از کمدی حرفهای، شبیه تلاش برای «خنداندن به هر قیمت» است. این رویکرد باعث میشود فیلم بهجای ارائهٔ طنز اجتماعی یا نقد دوران، تنها مجموعهای از حرکات شلخته و دیالوگهای زننده باشد.
فیلم بهظاهر میخواهد فضای پیش از انقلاب را بازنمایی کند، اما این پسزمینه تاریخی فقط تزئین است و هیچ عمق یا معنایی به روایت نمیدهد. حتی در لحظاتی که فیلم میخواهد وارد درام شود، شوخیهای بیمزه و افراطی اجازه نمیدهند هیچ احساسی جا باز کند. نتیجه، اثری است که نه درامش جدی گرفته میشود و نه کمدیاش شریف است.
اگر هدف «سرگرمی» بوده، شاید بخشهایی از فیلم بتوانند مخاطب بیتوقع را بخندانند؛ اما برای کسی که از سینمای کمدی انتظار کیفیت، خلاقیت و احترام به مخاطب دارد، «فسیل» بیشتر شبیه مجموعهای از شوخیهای مستعمل و بعضاً مبتذل است که تنها به فروش گیشه فکر میکنند، نه ساخت یک اثر کمیک ماندگار.
یکی از مشکلات اساسی «فسیل» وابستگی بیشازحد به شوخیهای لحظهای است؛ شوخیهایی که اگر از فیلم جدا شوند، کوچکترین ضربهای به داستان وارد نمیکنند. این یعنی طنز در تار و پود روایت تنیده نشده و بیشتر مثل وصلههایی است که فقط برای پرکردن زمان فیلم بهکار رفتهاند. چنین ساختاری باعث میشود ریتم فیلم نوسان داشته باشد؛ گاهی بیدلیل شلوغ و پرهیاهو، و گاهی ناگهان بیحال و خالی از ایده.
از زاویهای دیگر، فیلم در برخورد با شخصیتپردازی شکست میخورد. شخصیتهای اصلی بهجای اینکه آدمهایی با پیشینه، انگیزه یا سیر تحول باشند، بیشتر شبیه تیپهای کاریکاتوری هستند: یکی همیشه مضطرب، یکی همیشه بیفکر، و دیگری فقط نقش «سوژهٔ شوخی» را بازی میکند. همین نگاه سادهسازیشده، بهویژه در مورد شخصیتهای فرعی، باعث میشود فیلم گاهی به مرز تمسخر و تحقیر کشیده شود؛ گویی شخصیتها فقط ابزاریاند برای اجرای شوخیهای بیرمق، نه موجوداتی انسانی که مخاطب بتواند با آنها ارتباط بگیرد.
در سطح کارگردانی، «فسیل» گرفتار اغراق بصری و رفتاری است. میزانسنها شلوغ و بیدلیلاند، بازیها بیشازحد فیزیکی و «تیاترگونه» اجرا میشوند و دوربین گاهی بیشتر از اینکه در خدمت روایت باشد، در پی ثبت حرکات عجیب بازیگران است. این رویکرد، حتی اگر هدفش ایجاد فضای کمیک باشد، در بسیاری از لحظات نتیجهٔ معکوس میدهد و فیلم را به سمت لودگی و شلوغکاری هل میدهد.
از منظر محتوایی، فیلم در تلاش است تا نقد اجتماعی ملایمی ارائه دهد، اما این نقد در میان شوخیهای سخیف گم میشود. هرجا که فیلم میتوانست به موضوعات مهمتری مثل سانسور، محدودیتهای هنری یا فضای سیاسی آن دوران بپردازد، ترجیح داده از کنارشان عبور کند و دوباره به دام شوخیهای سطحپایین بیفتد. بنابراین «فسیل» نه جرأت گفتن حرف مهمی را دارد و نه توان ساختن طنزی محترم و اثرگذار.
در نهایت، از منظر تجربهٔ تماشا، «فسیل» نمونهای از همان جریان رایج سینمای تجاری ایران است: فیلمی با پروداکشن قابلقبول اما محتوای ضعیف؛ پر از انرژی اما خالی از عمق؛ پر سروصدا اما کممغز. فیلمی که میتوانست یک کمدی تلخ یا اجتماعی جذاب باشد، اما به خاطر اتکای افراطی به شوخیهای زننده و رفتارهای مضحک، به اثری تبدیل شده که بیشتر مصرف لحظهای دارد تا ارزش ماندگار.